داستان من

ابراهیم 40 سال داره و از کودکی همراه پدرش در باغ کار می کرده. اون میگه قبلا باغشون از چند تا درخت نخل تشکیل شده بود اما بعد تر به اون درختای انبه و لیمو هم اضافه کردن. اونا در قطعه زمین کوچکی که کنار باغ دارن هم صیفی جات می کارن. ابراهیم ازدواج کرده و سه تا بچه داره. دو تا دختر و یه پسر.

اون تا پنجم ابتدایی درس خونده ولی بعد ازون نتونسته مدرسه رو ادامه بده. با اینحال میگه خیلی دوست داره بچه هاش درسشون رو ادامه بدن.

آرززوی ابراهیم اینه که اینقدر بتونه محصولات کشاورزیش رو بفروشه تا یه مغازه باز کنه. میگه وقتی پیر شدم دیگه نمیتونم کشاورزی کنم و اگه یه مغزه تو روستامون داشته باشم دستم جلوی کسی دراز نمیشه.

نظرات دوستان من

سلام
من ابراهیم هستم و خوشحال میشم از نظرات شما اطلاع داشته باشم. اینجا برام بنویسید.

محصولات خانگی
بازدید از باغ

شما می تونین با هماهنگی دوستانمون در تیم باغن از باغ بازدید داشته باشین و موقع برداشت محصول از نزدیک خودتون حضور داشته باشین.

No results found

فهرست
در حال اعتبار سنجی لطفا منتظر بمانید ...